محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1465

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

بهجت و حبور گذرانيدند - امّا محمود ميرزاى افغان كه به امداد ملازمان آستان خاقان كشورستان به قندهار و كابل تاخت و اين دو ولايت را مسخّر ساخت و شاه زمان را از حليهء بصر عارى نمود و فيروز ميرزا برادر خود را به هرات فرستاد پس از آمدن قيصر ميرزا پسر شاه زمان به دربار مكرمت آثار خاقان حقوق اين آستان را از ياد برده به راه عقوق رفت ، افاغنه نيز از وى شاكى و به قيصر ميرزا راضى شدند ، اعليحضرت همايون قيصر ميرزا را به خنجر مرصّع مخلّع و به بند شمشير مكلّل مباهى فرموده به تسخير ملك موروثى خود روانه داشتند - هم در اين سال پس از جشن نوروز فيروز و عيد سعيد ، خاقان كشورستان به مهمانى حضرت مستطاب نايب السلطنه وليعهد دولت عليّه عباس ميرزا تشريف‌فرما شده ، حضرت معظّم يكهزار قطعه جواهر الوان و چند رأس اسب و استر و مبلغى وجه نقد و مقدارى امتعه و اقمشه به رسم پيشكشى و شكرانهء قدوم بهجت لزوم پادشاهى تقديم حضور مبارك نمودند - هم در اين سال به توسّط خواجه داود نام از ارامنه و تجّار بغداد نامه‌اى از ناپليون بناپارت كنسول اوّل فرانسه به حضرت خاقانى موصول گرديد . خواجه داود لقب خانى يافته حامل جواب آن نامه گرديده به فرانسه روان شد - هم در اين سال عبد العزيز نامى از مشايخ نجد كه پيرو طريقه وهّابى بود و داعى اين طايفه مىبود ، در درعيّه قلعه‌اى محكم بساخت و چند بار به حرمين شريفين زادهما اللّه شرفا و تعظيما و به نجف اشرف آمده به غارت پرداخت و از آنجا كه پسرش نيز در عيد غدير در آخر سال گذشته به كربلاى معلّى تاخته و چندين هزار از نفوس زكيّه و جمعى كثير از علما و سادات و فضلا و عرفا و محققين را در ظرف هفت ساعت شربت شهادت چشانيده ، كه از آن جمله عارف كامل و عالم فاضل ملا عبد الصمد همدانى صاحب بحر المعارف بود كه چهل و چهار سال در آن ارض خلدنشان مجاور و به رياضت اشتغال داشت . خلاصه بعد از سفك دماء ، آن قوم شقاوت انتماء به اوطان خود بازگشتند ، و اين خبر مسموع ملازمان حضرت خاقان كشورستان گرديده اسمعيل بيگ بيات را نزد سليمان پاشا والى بغداد فرستادند و امر فرمودند كه به طرد و دفع اين جماعت پردازد . سليمان پاشا قبول كرده ولى چندى نگذشت كه درگذشت و اين امر برعهدهء تأخير ماند ولى